تبليغاتX
دوستم داشته باش روزها کوتاهند

 

خاطر عزیز تو، تو خاطرم موندنیه
یه ترانه واسه قلبت این روزا خوندنیه

لب پاییز می خونه تو گوش قاصدای دل
کو کجاست توی دلش یه ذره از هوای دل


وقتی یاد چشم من غم توی قلبت می زاره
بزار بارون  بباره

وقتی هیچ کی با تو نیست هواتو هیچ کس نداره

بزار بارون بباره


بیا با هم روی دستای خدا گریه کنیم

بیا  از رنج همه فاصله ها گریه کنیم


این همه بغض غریبو تو دلت نگه ندار

بیا آروم ساکت و بی سر صدا گریه کنیم


این شبا رو دل من ناله سنگین می شینه
قصه تکراریه خوابای غمگین می بینه

دیگه از من طلب قصه تکراری نکن
دل من آروم و خوبه دیگه دلداری نکن

شکوفه( شعر در ۲۱ آذر ۸۸)

 من از چشمان تو خواندم که قلب مهربان داری

اگر تشنه شوم روزی تو مثل ابر می باری....

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 14:36  توسط شکوفه | 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 8:56  توسط شکوفه | 

 

 

 

عمر پا بر دل من می نهد و مي گذرد ...
خسته شد چشم من از اين همه پاييز و بهار
نه عجب گر نكنم بر گل و گلزار نظر
در بهاری كه دلم نشكفد از خنده يار
چه كند با رخ پژمرده من گل به چمن ؟
چه كند با دل افسرده من لاله به باغ ؟
من چه دارم كه برم در بر آن غير از اشك ؟
وين چه دارد كه نهد بر دل من غير از داغ ؟
عمر پا بر دل من مي نهد و مي گذرد ...
مي برد مژده آزادی زندانی را ،
زودتر كاش به سر منزل مقصود رسد
سحری جلوه كند اين شب ظلماني را .
پنجه مرگ گرفته ست گريبان اميد
شمع جانم همه شب سوخته بر بالينش
روح آزرده من مي رمد از بوی بهار
بی تو خاری ست به دل ، خنده فروردينش
عمر پا بر دل من می نهد و مي گذرد ...
كاروانی همه افسون ، همه نيرنگ و فريب !
سالها باغ و بهارم همه تاراج خزان
بخت بد ، هرچه كشيدم همه از دست حبيب
ديدن روی گل و سير چمن نيست بهار
به خدا بی رخ معشوق ، گناه است ! گناه !
آن بهار است كه بعد از شب جانسوز فراق
به هم آميزد ناگه ... دو تبسم : دو نگاه !

 

دلـــداده چشــــمان توام می دانی

عمریست غزلخوان توام می دانی

بی من به مسلمانی خود ناز مکن

من نیـمه ایمــــان توام می دانی؟

                                       ***********

                      همان چشمان آتش خیز مستت

                      زمیـــن و آسمــــان را کرد پستت

                      ندانستم چنین مستی که دادم

                      تمـــــام اختیـــــارم را به دستت

                                                             ***********

                                               ای  کاش شبی به دیدنم برگردی

                                               یک لحظه برای دیدنم برگردی

                                               یک عمر به شوق  دیدنت گل دادم

                                              یک لحظه برای  چیدنم برگردی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 13:50  توسط شکوفه | 

 

هنوز حرف دارم راستی سلام

نامه چهارمی که به دستت نمی رسه

یه روز نشستم همه برگه ها و دفترایی که واست نوشتمو شمردم با حوصله

واسه خودمم عجیب بود که دونه به دونه حتی تاریخاشونو هم نوشت

ولی خواستم برای این که دیگه بهت فک نکنم پارشون کنم

وقتی شروع کردم دستم لرزید قلبم لرزید خشک شدم ، دستم رو روی گونه هام کشیدم باورم

نمی شد قبل از این که پارشون کنم تو بارو ن اشکام غرق می شدن

انگار یه خود  کشی بود

۵ تا برگه پاره کردم ۵ بار جون دادم و آخرش می دونین چکار کردم دوباره چسب اوردم همرو به هم چسبوندم

تا یادم بیاد خاطره تو ، اسم تو ، یاد تو...

می گن بزرگ شدی گریه مال بچه هاس اما بی قراری مال بچه ها نیست

عزیز داری چکار می کنی؟ از حالت بی خبرم

دیدی بالاخره بهت گفتم خداحافظ تو سر رسید اون روز فقط سکوت بود هیچ نوشته ای نبود

نمی دونستم واسه جدایی چی باید نوشت

۹ مهر از دانشگاه اومدم مثل همیشه دلتنگ بودم ، اما اون روز خیلی دلتنگ تر

بهت زنگ زدم به خدا دستام می لرزید عزیز من باید به کی بگم که از تو رو نداشتن رنج می کشم

اما نمی شه چیزی گفت

یادم به اون شعری میفته که واسم خوندی

"دور از تو ای گلشن جانان چه نویسم؟

من صور ضعیفم به عزیزم چه نویسم

ترسم که قلم شعله کشد صفحه بسوزد

با این دل خونین به عزیزم چه نویسم؟"

من هنوز به خاطر دوری از تو پریشونم

به هم قول دادیم که فراموش کنیم ، من دعا کردم فراموش کنی

اما هنوز نمی تونم واسه خودم دعا کنم

من فراموشی نمی خوام

من فراموشی نمی خوام

 

زندونی شدن به خاطر تو آزادیه

ولی نمی دونم داره چه اتفاقی میفته این روزا یه کم نگرانم

یکی دستاشو به آسمون بگیره

عزیزم حالش خوب نیست من احساس می کنم

دلم به وسعت یک آسمان تیره غم گین است

صدایی نیست، ماوایی نیست،حتی سایبان روزهای دلتنگی نیز

جوابگوی دلتنگی هایم نیست

خیلی حرفا مونده اما مجبورم به خودم کمک کنم می دونم هر چی باشه

خدا از بندش انتظار داره

چی بگم؟ کاش همه چی یه خواب بود

مواظب خودت باش

خدایا نزار دلش بگیره

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 22:50  توسط شکوفه | 
 

 

ديشب غم دل به دل بگفتم به نهفت  

  چون صبح دميد ديگری هم میگفت

من بودم و دل ٬ راز مرا فاش که کرد؟ 

  ديگر غم دل به دل نمی بايد گفت

 

سلام

اره خیلی بی حوصله ام جواب هیچ کدومتونو ندادم

بعضی وقتا فکر می کنم یه کم بی ارزشم

خب نمی خواد هندونه زیر بغلم بزاری

نمی خواد بگی تو خیلی گلی ماهی حرف نداری

هر چی دوست داری بگو فقط دروغ نگو..

 بی معرفت یه کم هوامو داشته باش دلم گرفته..

بزار یه ذره واست درددل کنم یه چیزایی رو جا گذاشتم

بزار وبلاگم همین جوری بمونه نوشته های سفید تو زمینه سفید

واست عجیبه نه؟

خوبه که خودت بدونی چی نوشتی اما بقیه ندونن اما خب من مشکی می نویسم

دروغ گفتم از مشکی خوشم نمیاد آخه وقتی دلم می گیره خوشم میاد

وقتی گریه هم می کنم قشنگ می شم  حتی از موقعی که می خندم قشنگ تر می شم

پنجشنبه ها رو دوس ندارم آخه هر وقت پنج شنبه می شه یاد .......

اصلا هیچی نمی گم

 خودم گفتم سفره دلم پیش غریبه وا نشه بزار که این دلتنگیا سهم خدا شه...

خب من فعلا حرفی ندارم حالا حالا ها آپ نمی کنم

 اما مواظب دلتون باشین

خدا حافظ

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 23:16  توسط شکوفه | 
سلام دوستای خوبم

می خوام زمینه وبلاگم سفید باشه

باید رنگ قلمو و همه چیو درست کنم خود قالبم عوض می کنم

از رنگ مشکی خوشم نمیاد

خلاصه تنهام نزارین

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 9:17  توسط شکوفه | 
   

از خدا خواستم تا دردهایم را از من بگیرد ،

خدا گفت : نه !

رها کردن کار توست ، تو باید از آن ها دست بکشی .

از خدا خواستم تا شکیبایی ام بخشد ،

خدا گفت : نه !

شکیبایی زاده ی رنج و سختی است ، شکیبایی

بخشیدنی نیست ، به دست آوردنی است .

از خدا خواستم تا خوشی و سعادت ام بخشد ،

خدا گفت : نه !

من به تو نعمت و برکت داده ام ، حال با توست که

سعادت را فراچنگ آوری .

از خدا خواستم تا از رنج هایم بکاهد ،

خدا گفت : نه !

رنج و سختی ، تو را از دنیا دورتر و دورتر و به من نزدیک

تر و نزدیک تر می کند .

از خدا خواستم تا روحم را تعالی بخشید ،

خدا گفت : نه !

بایسته آن است که تو خود سربرآوری و ببالی اما من تو

را هرس خواهم کرد تا سودمند و پرثمر شوی .

من هر چیزی را که به گمانم در زندگی لذت می آفرید از

خدا خواستم ، و باز خدا گفت : نه !

من به تو زندگی خواهم داد ، تا تو خود را از هر چیزی

لذتی به کف آری .

از خدا خواستم یاری ام دهد تا دیگران را دوست بدارم ،

همان گونه که او مرا دوست دارد ،

و خدا گفت : آه ، سرانجام چیزی خواستی تا من اجابت کنم !

احساس می کنم زود عادت می کنم و گاهی به اشتباه اسم آنرا دوست داشتن می

گذارم.
 
خدایا...

می ترسم از اینکه به گناه کاری که نفسم آنرا صحیح می خواند و دلم از آن می ترسد و

عقلم به آن شک دارد، در آتش بی مهری ات بسوزم.
 
خدایا...

می دانم تمام لحظه هایم با توست. می دانم تنها تویی که مرا فراموش نمی کنی. می

دانم که اگر بارها فراموشت کنم، ناراحتت کنم و برنجانمت، باز می گویی برگرد. می

دانم؛ همه اینها را می دانم، ولی نمی دانم چه کنم؛ نفسم مرا به سویی می کشد و

عقلم حرفی دیگر می زند و دلم در این میانه مانده.

خدایا...

تو بگو چه کنم. تو نشانم بده راهی که بهترین است.

خدایا...

می دانم تو همیشه با منی ، ولی تنهایم مگذار؛ یا شاید بهتر باشد بگویم: نگذار تنهایت

بگذارم. 

خداوندا..

من از تنهایی و برگ ریزان پاییز، من از سردی سرمای زمستان،

من از تنهایی و دنیای بی تو می ترسم.

خداوندا...

من از دوستان بی مقدار، من از همرهان بی احساس،

من از نارفیقی های این دنیا می ترسم..

خداوندا...

من از احساس بیهوده بودن، من از چون حبابِ آب بودن،

من از ماندن چون مرداب می ترسم.

خداوندا...

من ازمرگ محبت، من از اعدام احساس به دست دوستان دور یا نزدیک می ترسم.

خداوندا...

من از ماندن می ترسم

خداوندا...

من از رفتن می ترسم 

خداوندا...

من از خود نیز می ترسم

خداوندا...

پناهم ده

خداوندا !

مگر نه‌اینکه من نیز چون تو تنهایم
 
پس مرا دریاب 
 
و به سوی خویش بازگردان ،
 
دستان مهربانت را بگشا 
 
که سخت نیازمند آرامش آغوشت هستم

برچسب:نزار که سفره دلت پیش غریبه وا بشه  

 این بغض نشکسته باید سهم خود خدا بشه

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 8:37  توسط شکوفه | 



«فَإِذا أَذِنْتَ في ظُهُوري فَأَيِّدني بِجُنُودِكَ، وَاجْعَلْ مَنْ يَتَّبِعُني لِنُصْرَةِ دينِكَ مُؤَيَّدينَ، وَفي

سَبيلِكَ مُجاهِدينَ، وَعَلى مَنْ

أَرادَني وَأَرادَهُمْ بِسُوء مَنْصُورينَ وَوَفِّقْني لاِِقامَةِ حُدُودِكَ، وَانْصُرْني عَلى مَنْ تَعَدّى

مَحْدُودَكَ، وَانْصُرِ الْحَقَّ وَأَزْهِقِ الْباطِلَ،

إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً، وَأَوْرِدْ عَلى شيعَتي وَأَنْصاري مَنْ تَقَرُّ بِهِمُ الْعَيْنُ وَيُشَدُّ بِهِمُ الأَزْرُ،

وَاجْعَلْهُمْ في حِرْزِكَ وَأَمْنِكَ،

بِرَحْمَتِكَ يا أَرْحَمَ الرّاحِمينَ».




خدايا . . . زمانى كه براى ظهور و خروج من اجازه مى فرمايى،

 مرا به لشكريان

خويش تاييد فرما وهمه كسانى را كه

براى يارى دين تو به پيروى از من برخاسته اند،

مورد تأييدات خويش قرار بده، و از

مجاهدان راه خود محسوبشان دار، و


آنان را عليه هركس كه بدخواه من و ايشان است،

 يارى بخش و مرا براى برپا داشتن حدود الهى، توفيق ده و براى

سركوبى هركس كه از محدوده دين تو تجاوز كرده است،

يارى عنايت كن و حق را يار باش، و باطل را نابود كن، كه باطل

نابود شونده است. و بر يارى پيروان و ياران من،

 كسانى را بفرست كه مايه روشنى چشم و پشتگرمى آنان باشند، و


همگان را در پناه خود و در امان خويش قرار ده،

به رحمت بى منتهايت اى مهربانترين مهربانان.

  کشتی نساز ای نوح طوفان نخواهدآمد.

 

بر شوره زار دلهاباران نخواهد آمد.

 

 شاید به شعر تلخم خنده زنی تو!

 

 اما جایی که سفره خالیست ایمان نخواهد آمد.

 

 رفتی کلاس اول این جمله راعوض کن:

 

   آن مرد تانیایید باران نخواهد آمد!

 

 اللهم عجل لولیک الفرج

 

التماس دعا

جمعه ساعت ۸:۲۳

+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 8:26  توسط شکوفه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

اهـــل دل ای نازنین هــایم سلام

ســایه تان اینجا همیـشه مســتدام



بـا شـما قلـــــبم منـــوّر می شــود

حــال من یك حـــال دیــگر می شـــود


حــرف دل ، اینـجا پناهم داده است

دلـــبری قـــولِ نگـــــاهم داده است


بزمتان ، جـــــانِ مــرا بـر بـاد كـرد

حـــرف دل ، مـــا را چنین معـتاد كـرد


حـرف دل ، پُر گشته از بـاران عشق

گـــونه هـا تـَــر گشته از باران عشــق

.................


یک نفر دلش شکسته بود /

توی ایستگاه استجابت دعا /

منتظر نشسته بود /

منتتظر،ولی دعای او / دیر کرده بود /

او خبر نداشت که دعای کوچکش /

توی چار راه آسمان /


پشت یک چراغ قرمز شلوغ گیر کرده بود


*
او نشست و باز هم نشست

روزها یکی یکی

از کنار او گذشت


*
روی هیچ چیز و هیچ جا

از دعای او اثر نبود

هیچ کس

از مسیر رفت و آمد دعای او

با خبر نبود


*
با خودش فکر کرد

پس دعای من کجاست؟

او چرا نمی رسد؟

شاید این دعا

راه را اشتباه رفته است!

پس بلند شد

رفت تا به آن دعا

راه را نشان دهد

رفت تا که پیش از آمدن برای او

دست دوستی تکان دهد

رفت

پس چراغ چار راه آسمان سبز شد

رفت و با صدای رفتنش

کوچه های خاکی زمین

جاده های کهکشان

سبز شد


*
او از این طرف، دعا از آن طرف

در میان راه

باهم آن دو رو به رو شدند

دست توی دست هم گذاشتند

از صمیم قلب گرم گفت و گو شدند

*
برفها

کم کم آب می شود

شب

ذره ذره آفتاب می شود

و دعای هر کسی

رفته رفته توی راه

مستجاب می شود


××××استفاده از مطالب و اشعار

این وبلاگ فقط با ذکر

نام نویسنده و منبع بلامانع است


با تشکر(شکوفه.س)


(همه شعرای این وبلاگ مال من نیست

فقط اونایی که اسم من زیرش نوشته شده)

با تبادل لینک موافقم پس ازم نپرسین

فقط بگین به چه اسمی من لینک می کنم





پیوندهای روزانه
سبز دلان
ملیکه
فریاد
سایه ای در کویر
شکوفه نرگس
یه سکوت قشنگ(سایه
یا تو و عشق یا من و مرگ(معصومه)
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آرشیو موضوعی
شعرهای شکوفه
گل نرگس
قلب بی تکرار
بی قرار مثل من
جانا ز دست عشق تو یک دم نباشد راحتم
به یاد دوست
از دل نرود هر آن که از دیده برفت
گور یاد ها
شیرازیا بخونن
مواظب عشقم بمون
قصه هجران
شبای بی ستاره
غروب
خزان عشق گم شد
یاد کن از من که دیگر نیستم
غم بی تو ماندن
انتظار سرد
دوستت دارم خدا
حرف هاي خصوصي
بوسه
آغوش تو گناه نيست
هیچ کس به تو مانند نشد
عشق سياه و سفيد
خداحافظ
نامه های پست نشده
بهار من گذشته شاید
پیوندها
آشنایی با حقوق
روز بارانی (مینا)
صدای پای آب
عشق بازی کار عباس علیست
شبگرد قلم بدست
ققنوس
ناگفته ها
تو تموم دنیامی
فریاد عشق( عاشقانه های رامین )
روی ماه خداوند را ببوس
تو تنهایی مثل من
قلب من به هیچ کس تعلق ندارد
سایه لبخند تو
ردپای قلم
قصر عشق
سیاهپوش
حرف های یک پسر غمگین
اینجا دلم برای خدا تنگ می شود
و خداوند عشق را آفرید..
فریاد عشق(نازنین)
یک بغل گل یاس
خداحافظ برای همیشه
دفتر خاطرات
بهار پاییزان
برگ زردی در بهار
پاره پوره(افشین)
یاس کبود(مهدی)
عشق گمشده
دوستداران خدا
طعم تنهايي
دنياي يه دختر تنها(شكوفه)
سوته دلان(بهمن)
مشكي پوش تنها
به نام او که اگر حکم کند همه محکومیم
وبلاگ خودتون (مهدي)
شمع سوخته
رنگین کمان عشق
عاشق دل سوخته
آپلود عکس
من و تو (توصیه های یک مشاور برای خانم ها)
كد آهنگ مينوس
قالب هاي جديد و فوق العاده زيبا
بزرگترين گالري عكس هاي زيبا در ايران
قالب هاي جديد بلاگفا
دختر سه بعدي
كارت پستال درخواستي
قالب های جدید در نایت اسکین
قالب هاي فوق جديد بلاگفا
دانلود جديدترين آهنگاي روز
دانلود آهنگ غمگين و عاشقانه و تصاوير عاشقانه
قالب هاي جديد تك تمپ
جدید ترین مدل لباس مجلسی و عکس های فشن
عکس های خانوادگی بازیگران
بهترین وبسایت برای هر ایرانی
شهر عکس|گالری خفن ترین عکس های ایران و جهان
کارت پستال
.........لیمونات........
***شکوفه نرگس***
وبلاگ جوونای عاشق پیشه
تک پر
همه چی = پروژه + سورس + جوابها + مقالات
بی نهایت کردن کارت اینترنت
آموزش نوین پنجره ای به دنیای دانش
*نمی تونم بگم * باید ببینی
در تمنای وصال
وبلاگ تفریحی شاد باش
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

BAHAR-20.COM

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست